هوش مصنوعی:
این متن عرفانی درباره عشق الهی و رهایی از خود برای رسیدن به حقیقت است. شاعر عشق را راهی پر از خطرات اما ارزشمند توصیف میکند و زاهد مغرور را به دلیل نداشتن دیدار با جمال الهی سرزنش میکند. متن بر اهمیت عشق و فنا در معشوق حقیقی تأکید دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی اشارات به مفاهیم مانند 'فنا در عشق' نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۹۴ - خلق گویند که: در عشق بلیاتی نیست
خلق گویند که: در عشق بلیاتی نیست
قدمی نیست درین راه که آفاتی نیست ۱
بر سر کوی تو، کان منزل سرمستانست
نرود شب که دلم را هی و هیهاتی نیست ۲
روی تو کشف من و غمزه کرامات منست
تا نگویی که: مرا کشف و کراماتی نیست ۳
هله! ای زاهد افسرده، بخود مغروری
که یقینست ترا حسن ملاقاتی نیست ۴
هرکه آزاد شد از خود بجهان، آخر کار
مثل او در دو جهان سید و ساداتی نیست ۵
بمناجات نشاید شدن اندر ره عشق
موسی جان مرا وعده میقاتی نیست ۶
قاسمی را بجز از عشق تو در ملک وجود
در جهان دل و جان هیچ عباداتی نیست ۷
قدمی نیست درین راه که آفاتی نیست ۱
بر سر کوی تو، کان منزل سرمستانست
نرود شب که دلم را هی و هیهاتی نیست ۲
روی تو کشف من و غمزه کرامات منست
تا نگویی که: مرا کشف و کراماتی نیست ۳
هله! ای زاهد افسرده، بخود مغروری
که یقینست ترا حسن ملاقاتی نیست ۴
هرکه آزاد شد از خود بجهان، آخر کار
مثل او در دو جهان سید و ساداتی نیست ۵
بمناجات نشاید شدن اندر ره عشق
موسی جان مرا وعده میقاتی نیست ۶
قاسمی را بجز از عشق تو در ملک وجود
در جهان دل و جان هیچ عباداتی نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۳ - بپیش مردم نادیده این سخن شینیست
گوهر بعدی:شماره ۱۹۵ - هرکه را نفی فراوان شد و اثباتی نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.