هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و مستی و لذتهای زودگذر زندگی سخن میگوید. او از درد عشق و وابستگی به معشوق مینالد و از بیثباتی دنیا یاد میکند. همچنین، شاعر به دنبال آزادی از قیدوبندهای دنیوی است و از عشق به عنوان راهنمایی برای زندگی بهتر یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مستی و لذتهای زودگذر زندگی نیاز به درک و بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۲۲ - به سودای تو خوش حالیم و دلشاد
به سودای تو خوش حالیم و دلشاد
به دردت آرزومندیم و معتاد ۱
چو عالم را بقایی نیست، خوش باش
بیا، می خور، که بر بادست بنیاد ۲
مدامم وقت خوش دارد به جامی
که ساقی را مدامش وقت خوش باد! ۳
ندارد لذتی از زندگانی
دلی کز فکر عالم نیست آزاد ۴
به حسن ارشاد می فرمایدم عشق
ازین خوشتر چه باشد حسن ارشاد؟ ۵
ز دست خوبرویان داد خواهم
الهی! داد ازین سنگین دلان، داد! ۶
اگر افتاد قاسم در ره عشق
ملامت تا به کی؟ آخر چه افتاد؟ ۷
به دردت آرزومندیم و معتاد ۱
چو عالم را بقایی نیست، خوش باش
بیا، می خور، که بر بادست بنیاد ۲
مدامم وقت خوش دارد به جامی
که ساقی را مدامش وقت خوش باد! ۳
ندارد لذتی از زندگانی
دلی کز فکر عالم نیست آزاد ۴
به حسن ارشاد می فرمایدم عشق
ازین خوشتر چه باشد حسن ارشاد؟ ۵
ز دست خوبرویان داد خواهم
الهی! داد ازین سنگین دلان، داد! ۶
اگر افتاد قاسم در ره عشق
ملامت تا به کی؟ آخر چه افتاد؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۱ - ای دل و جان گرامی به تمنای تو شاد
گوهر بعدی:شماره ۲۲۳ - بسیار سعی کردم و بسیار اجتهاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.