هوش مصنوعی: این متن شعری است که از ناامیدی و شکست یک رنگرز در کارش سخن می‌گوید. رنگرز از رنگرزی خسته شده و رنگ‌هایش به درستی نتیجه نمی‌دهند. او احساس می‌کند که تلاش‌هایش بی‌فایده است و با گذشت زمان، ناامیدی و پیری به سراغش می‌آید. در نهایت، حتی حیوانات نیز به او توجهی نمی‌کنند و او را تنها می‌گذارند.
رده سنی: 15+ این متن دارای مفاهیم عمیق و نمادین است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند ناامیدی و پیری نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت می‌شود.

شماره ۲۶۹ - رنگرز و رنگرزی دیر شد

رنگرز و رنگرزی دیر شد
رنگرز از رنگرزی سیر شد ۱

نقش خمش چونکه صفایی نداشت
رنگرزک خاسر و ادبیر شد ۲

رنگ خمش می نشود هیچ راست
دیر همی جنبد واین دیر شد ۳

همچو که دردی بته خم نشست
وز غم این رنگرزی پیر شد ۴

اول اول دم اقریر زد
وز دم اقریر بانکیر شد ۵

رنگ خمش چاشنئی چون نیافت
گربه مابر سر او شیر شد ۶

قاسمی از شوق چو فریاد کرد
خاطر صوفی زبر و زیر شد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۶۸ - بپیش درد من درمان چه باشد؟
گوهر بعدی:شماره ۲۷۰ - از دولت وصال تو کارم بکام شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.