هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، از وصال و عشق به معشوق سخن میگوید. شاعر با بیان احساسات خود، از تأثیر زیبایی و جذبههای معشوق بر زندگی و روحش میگوید و از سعادت و خوشبختی که در سایه این عشق به دست آورده است، سخن میراند. همچنین، اشارهای به مفاهیم عرفانی مانند دوری از غیر و رسیدن به حقیقت عشق دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک بهتر دارند.
شماره ۲۷۰ - از دولت وصال تو کارم بکام شد
از دولت وصال تو کارم بکام شد
بختم بلند گشت و سعادت غلام شد ۱
از جلوه های حسن تو جانم حیات یافت
با چشمهای مست تو عیشم مدام شد ۲
گفتی:سلام ذوق سلامت بدل رسید
این خانه از سلام تو دارالسلام شد ۳
دل را حلال گشت ز عشق تو دم زدن
زان دم که یاد غیر تو بردن حرام شد ۴
در عمرها صفای تو باشد قرین حال
دل راکه دار کعبه وصلت مقام شد ۵
ازمن برند لمعه نور آفتاب و ماه
تاسایه تو بر سر من مستدام شد ۶
چون دید زلف و روی ترا قاسمی بهم
در طور کفر و دین همه کارش تمام شد ۷
بختم بلند گشت و سعادت غلام شد ۱
از جلوه های حسن تو جانم حیات یافت
با چشمهای مست تو عیشم مدام شد ۲
گفتی:سلام ذوق سلامت بدل رسید
این خانه از سلام تو دارالسلام شد ۳
دل را حلال گشت ز عشق تو دم زدن
زان دم که یاد غیر تو بردن حرام شد ۴
در عمرها صفای تو باشد قرین حال
دل راکه دار کعبه وصلت مقام شد ۵
ازمن برند لمعه نور آفتاب و ماه
تاسایه تو بر سر من مستدام شد ۶
چون دید زلف و روی ترا قاسمی بهم
در طور کفر و دین همه کارش تمام شد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۹ - رنگرز و رنگرزی دیر شد
گوهر بعدی:شماره ۲۷۱ - آیینه سبب گشت که روی تو عیان شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.