هوش مصنوعی:
این شعر از درد عشق و هجران سخن میگوید و سپس به امید وصال و شادی میرسد. شاعر از تلخیهای هجران مینالد اما در نهایت با امید به دیدار معشوق و حمایت الهی، شادی را تجربه میکند. همچنین، اشارهای به قدرت عشق و تأثیر آن بر جهان دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مضامین نیاز به تجربه و درک بیشتری دارند که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۲۷۷ - بر دلم بار غم عشق بغایت آمد
بر دلم بار غم عشق بغایت آمد
آخر،ای جان جهان،وقت عنایت آمد ۱
سخت آشفته و دلداده و حیران بودیم
شکر کین قصه هجران بنهایت آمد ۲
ای دل،از تلخی هجران بچه می اندیشی؟
شاد میباش،که از وصل حمایت آمد ۳
هست امیدی که دگر بار بوصلش برسی
چون دلت را مدد نور هدایت آمد ۴
دل جاهل بخداوند :نخواهد گروید
گر همه ملک جهان مصحف و آیت آمد ۵
نوری از پرتو رخسار تو در عالم تافت
دم ز آیات مزن،وقت درایت آمد ۶
حال قاسم ببر و بحر جهان واگفتند
کوه رقصان شد و امواج بغایت آمد ۷
آخر،ای جان جهان،وقت عنایت آمد ۱
سخت آشفته و دلداده و حیران بودیم
شکر کین قصه هجران بنهایت آمد ۲
ای دل،از تلخی هجران بچه می اندیشی؟
شاد میباش،که از وصل حمایت آمد ۳
هست امیدی که دگر بار بوصلش برسی
چون دلت را مدد نور هدایت آمد ۴
دل جاهل بخداوند :نخواهد گروید
گر همه ملک جهان مصحف و آیت آمد ۵
نوری از پرتو رخسار تو در عالم تافت
دم ز آیات مزن،وقت درایت آمد ۶
حال قاسم ببر و بحر جهان واگفتند
کوه رقصان شد و امواج بغایت آمد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۶ - باده از خم ارادت بسعادت آمد
گوهر بعدی:شماره ۲۷۸ - آن ماه دل افروز که رشک قمر آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.