هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از ظهور عشق الهی و وصال با معشوق ازلی سخن می‌گوید. شاعر با استفاده از نمادهایی مانند آفتاب، ساقی، و جام باده، حالت‌های روحانی و رهایی از هجران را توصیف می‌کند. عشق لاابالی فراتر از عقل و نقل دانسته شده و رسیدن به محبوب با گذر از موانع وجودی (سد سکندر) ممکن می‌شود. پایان شعر به فنا در معشوق و سودای عرفانی اشاره دارد.
رده سنی: 18+ مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از نمادهای پیچیده (مانند «لاابالی»، «کفر و کافر» در معنای عرفانی) نیازمند درک بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات صوفیانه است. همچنین برخی اشارات مانند می و جام ممکن است برای مخاطبان جوان تر بدون راهنمایی مناسب گمراه‌کننده باشد.

شماره ۲۸۰ - باز آفتاب دولت از بام ما بر آمد

باز آفتاب دولت از بام ما بر آمد
عکس جمال ساقی در جام ما درآمد ۱

دیدیم آنچه دیدیم در ضمن جام باده
از دولت وصالش هجران ما سر آمد ۲

عقل اجتهاد جوید،نقل استنادجوید
این عشق لاابالی از هر برتر آمد ۳

محبوب جان ودلها،نزدیک ماست،اما
هستی ما درین ره سد سکندر آمد ۴

دانی که بشر حافی از چیست پاک و صافی؟
اول قدم درین ره فرد و قلندر آمد ۵

می دان که روز آخرازدوست کیست شاکر؟
آن جان که روزاول از ما و من برآمد ۶

بر در نشسته بودم،در انتظار رویش
فیض جمال جانان از بام و در درآمد ۷

با نفس گفت: لالا،باروح گفت: بالا
این مؤمن موحد،آن کفر و کافر آمد ۸

سر باختم بسودا، بهر رفیق اعلی
این بود قاسمی را سودی که بر سر آمد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۷۹ - امروز بار دیگر آن ماه دلبر آمد
گوهر بعدی:شماره ۲۸۱ - نهال دولتم را گل بر آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.