هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که به موضوعاتی مانند فریبندگی دنیا، عشق الهی، رهایی از نفس و جستجوی معنویت می‌پردازد. شاعر از مستی عشق و نور الهی سخن می‌گوید و دعوت به ترک غرور و تعلقات دنیوی می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و ارتباط برقرار کردن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و اشارات عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

شماره ۳۸۴ - در کهن دیر زمان جمله فریبست و غرور

در کهن دیر زمان جمله فریبست و غرور
وقت آن شد که زنم خیمه بصحرای سرور ۱

صفت شیوه «احببت » شنید این دل مست
علم عشق برافراخت بصحرای ظهور ۲

آن چنان مست خرابم بخرابات امروز
که بهش باز نیایم بگه نغمه صور ۳

صفت نور ترا دید ورای انوار
ورد جان و دل ما گشت که: «یا نورالنور» ۴

ای دل، از هستی خود یک قدمی بیرون نه
تا شود در نفسی جرم و گناهت مغفور ۵

حالت هستی تو خانه دل کرد خراب
هان و هان! تا نشنوی باز بهستی مغرور ۶

قاسم، از جنت و فردوس مگو، کان شه را
جنتی هست، که آنجا نه قصور است و نه حور ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۸۳ - پیش ما قصه شوقست و شهودست و حضور
گوهر بعدی:شماره ۳۸۵ - کار بی همکار سخت و راه بی همراه دور
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.