هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به توصیف شراب و مستی میپردازد و از تأثیرات جادویی آن بر جهان و انسان سخن میگوید. شراب در این شعر به عنوان نمادی از عشق، شور، و تحول روحی به کار رفته است. شاعر از تأثیرات شگفتانگیز شراب بر پیر و جوان، سلطان و درویش، و حتی اجرام آسمانی مانند خورشید و ناهید سخن میگوید. در نهایت، شاعر از عشق الهی و لطف بیپایان پروردگار سخن میراند.
رده سنی:
18+
این متن دارای مفاهیم عرفانی و نمادین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژههایی مانند شراب و مستی ممکن است نیاز به توضیح بیشتری داشته باشد تا از سوءتفاهم جلوگیری شود. بنابراین، این متن برای مخاطبانی مناسب است که توانایی درک مفاهیم عمیق و نمادین را دارند.
شماره ۵۰۶ - بقدر جام بود شور و حالت مستان
بقدر جام بود شور و حالت مستان
هزار جان گرامی فدای رطل گران ۱
اگرچه طاقت رطل گران بوسع تو نیست
ز دست ساقی باقی پیاله ای بستان ۲
ازان شراب که مدهوش اوست ملک و ملک
ازان شراب که مستست ازو زمین و زمان ۳
ازان شراب که مدیون اوست جان و خرد
ازان شراب که موقوف اوست امن و امان ۴
ازان شراب که سلطان کشد شود درویش
ازان شراب که درویش را کند سلطان ۵
ازان شراب که ناهید را برقص آرد
ازان مئی که کند آفتاب را رخشان ۶
ازان شراب که پیران جوان شوند ازو
ازان مئی که کند پیر را جوان جوان ۷
زهی شراب و زهی شورش و زهی مستی!
زهی عطا و زهی منت و زهی احسان! ۸
ز شرب عشق تو مستیم همچو آتش تیز
زهی حرارت باده! زهی حلاوت جان! ۹
بشکل سکر بود شکر هر کجا باشد
اگرچه شکر ندارد نهایت و پایان ۱۰
ز شکر آب شدم، پس شراب ناب شدم
شرابخانه شدم، هرچه خوانیم، می خوان ۱۱
ز قاسمی نظر لطف خویش باز مگیر
که قاسمی ز تو دارد حیات جاویدان ۱۲
هزار جان گرامی فدای رطل گران ۱
اگرچه طاقت رطل گران بوسع تو نیست
ز دست ساقی باقی پیاله ای بستان ۲
ازان شراب که مدهوش اوست ملک و ملک
ازان شراب که مستست ازو زمین و زمان ۳
ازان شراب که مدیون اوست جان و خرد
ازان شراب که موقوف اوست امن و امان ۴
ازان شراب که سلطان کشد شود درویش
ازان شراب که درویش را کند سلطان ۵
ازان شراب که ناهید را برقص آرد
ازان مئی که کند آفتاب را رخشان ۶
ازان شراب که پیران جوان شوند ازو
ازان مئی که کند پیر را جوان جوان ۷
زهی شراب و زهی شورش و زهی مستی!
زهی عطا و زهی منت و زهی احسان! ۸
ز شرب عشق تو مستیم همچو آتش تیز
زهی حرارت باده! زهی حلاوت جان! ۹
بشکل سکر بود شکر هر کجا باشد
اگرچه شکر ندارد نهایت و پایان ۱۰
ز شکر آب شدم، پس شراب ناب شدم
شرابخانه شدم، هرچه خوانیم، می خوان ۱۱
ز قاسمی نظر لطف خویش باز مگیر
که قاسمی ز تو دارد حیات جاویدان ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۲۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰۵ - بشنو ز عشق رمزی، حیران مباش، حیران
گوهر بعدی:شماره ۵۰۷ - بیا، ای یار سودایی، بیا، ای جان سرگردان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.