هوش مصنوعی:
این شعر از عشق، رنجهای عاشقانه، و جستجوی معنویت و کمال سخن میگوید. شاعر از درد دل، لذتهای عشق، و ارزشهای معنوی مانند عرفان و سعادت صحبت میکند و مخاطب را به شناخت نعمتهای الهی و رهایی از قید تنهای مادی دعوت میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مضامین نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند تا بهطور کامل درک شوند.
شماره ۶۵۷ - جراحت دل من تازه کرد دلبر جانی
جراحت دل من تازه کرد دلبر جانی
که هر جدید درو لذتیست وین تو ندانی ۱
پس از مجاورت چاه دید یوسف کنعان
بمصر عالم صورت تجلیات معانی ۲
ترا ز ذوق ملامت خبر کجاست؟ که دایم
رهین نعمت و عزت، قرین امن و امانی ۳
سعادتی که تو داری بوصف راست نیاید
حیات و صحت و عرفان، جمال و جان و جوانی ۴
بکوش تا بشناسی کمال نعمت منعم
رموز دفتر شکرش چنان بخوان که بدانی ۵
اگر تو یوسف جان را ز حبس تن بدر آری
باتفاق عزیزان، عزیز هر دو جهانی ۶
خموش، قاسم، ازین پس بپوش حال درون را
ترا چه شد که همه آه و درد و سوز و فغانی؟ ۷
که هر جدید درو لذتیست وین تو ندانی ۱
پس از مجاورت چاه دید یوسف کنعان
بمصر عالم صورت تجلیات معانی ۲
ترا ز ذوق ملامت خبر کجاست؟ که دایم
رهین نعمت و عزت، قرین امن و امانی ۳
سعادتی که تو داری بوصف راست نیاید
حیات و صحت و عرفان، جمال و جان و جوانی ۴
بکوش تا بشناسی کمال نعمت منعم
رموز دفتر شکرش چنان بخوان که بدانی ۵
اگر تو یوسف جان را ز حبس تن بدر آری
باتفاق عزیزان، عزیز هر دو جهانی ۶
خموش، قاسم، ازین پس بپوش حال درون را
ترا چه شد که همه آه و درد و سوز و فغانی؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۵۶ - جراحات دلم را تازه کرد آن یار روحانی
گوهر بعدی:شماره ۶۵۸ - خوشدل شدم که دادم دل را به دلستانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.