هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و دلدادگی سخن می‌گوید. شاعر از دل‌باختگی، سودا، و فنا شدن در عشق می‌گوید و مفاهیمی مانند وحدت، حقیقت، و عرفان را نیز بیان می‌کند. او از سیمرغ قاف، آشیان، و عاشقی سبک‌رو نیز یاد می‌کند که نشان‌دهنده‌ی مفاهیم بلندپروازانه و روحانی است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه‌ی این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.

شماره ۶۵۸ - خوشدل شدم که دادم دل را به دلستانی

خوشدل شدم که دادم دل را به دلستانی
ماییم در هوایش دردی و داستانی ۱

از زلف او چه گویم؟ سودای خانه سوزی
وز چشم او چه گویم؟ از باده سرگرانی ۲

سیمرغ قاف قربیم، از آشیان پریده
بر خاک آستانی داریم آشیانی ۳

من از جهان عشقم وز دودمان عشقم
آراسته جهانی، فرخنده دودمانی! ۴

دانی که ملک جاوید اندر جهان چه باشد؟
چشمی که باز باشد پیوسته در عیانی ۵

گر سر عشق خواهی از خویشتن فنا شو
باشد ز سر هستی یابی دمی امانی ۶

ای عاشق سبک رو، در ظل عاشقی شو
نشنیده باشی از کس زین راست تر بیانی ۷

گر گویدم که: دل ده، دلرا فداش سازم
چون گویدم که: جان ده، جانرا دهم روانی ۸

بگشای چشم عبرت، تا بینی از حقیقت
بر شاهراه وحدت پیوسته کاروانی ۹

گویند: عاشقی را در خفیه دار، اما
پوشیده چون توانم سری ز غیب دانی؟ ۱۰

از قاسمی چه پرسی؟ کان دردمند مسکین
هرجا که هست دارد رویی بر آستانی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۵۷ - جراحت دل من تازه کرد دلبر جانی
گوهر بعدی:شماره ۶۵۹ - ز نور روی تو پیداست سر سبع مثانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.