هوش مصنوعی: شاعر در این متن از دیدار ناگهانی معشوق خود که او را بیمار و درویش ستم دیده می‌خواند، سخن می‌گوید. معشوق از حال شاعر می‌پرسد و او پاسخ می‌دهد که هیچکس به فکر او نیست. معشوق با خنده و ناز از عشق شاعر سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که با هیچکس چنین حال زاری نداشته باشد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات کلاسیک ادبیات فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۱ - دیشب آن گیل دل افروز، که بیمارویم

دیشب آن گیل دل افروز، که بیمارویم
اتفاقا بمن افتاد گذارش ز قضا ۱

گفت: هان چونی و تی حال بمی عشق چبو؟
گفتمش: هیچ کساواتی مرا کار مبا ۲

من درویش ستم دیده چو بیمار توام
روشنست این که: بهر حال چنین زار بسا ۳

قاسم از خنده آن یار شد از دست تمام
گفت: خابوزیه از عشق ترا باد بقا! ۴

در ستم شد ز من، از ناز مکرر می گفت :
یار با هیچ کسی حال چنین زار مبا ۵
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

قبلی:مثنویات
گوهر بعدی:شماره ۲ - یا رب، این درد فراقا چه دوا شایه کدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.