هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر از غم و اندوه ناشی از دوری از معشوق است. او از گریههای بیامان، احساس بیپناهی و سایهای از امید در میان رنجها سخن میگوید. شاعر از خضر و کعبه به عنوان نمادهای نجات یاد میکند و در نهایت، خود را در خیال یار محو میبیند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۷ - کو گریه ای که بی خبر از جا برد مرا
کو گریه ای که بی خبر از جا برد مرا
غافل به باغبانی صحرا برد مرا ۱
آن خار بی برم که چمن سایه من است
خس نیستم که قطره ای از جا برد مرا ۲
شرمنده ام ز خضر که چون کعبه نجات
تخت روان آبله پا برد مرا ۳
هرگز ندیده است کسی وصل در فراق
دل پیش اوست گریه به هر جا برد مرا ۴
کردم خیال یار و شدم محو خود اسیر
آیینه ای مگر به تماشا برد مرا ۵
غافل به باغبانی صحرا برد مرا ۱
آن خار بی برم که چمن سایه من است
خس نیستم که قطره ای از جا برد مرا ۲
شرمنده ام ز خضر که چون کعبه نجات
تخت روان آبله پا برد مرا ۳
هرگز ندیده است کسی وصل در فراق
دل پیش اوست گریه به هر جا برد مرا ۴
کردم خیال یار و شدم محو خود اسیر
آیینه ای مگر به تماشا برد مرا ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶ - بی رخت شکوه ز بخت سیهی نیست مرا
گوهر بعدی:شماره ۳۸ - باده چون زور آورد هشیار می سازد مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.