هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از ناامیدی، تنهایی و نداشتن پناهگاهی در جهان شکایت می‌کند. او احساس می‌کند که از بخت بد رنج می‌برد و حتی اگر امیدی داشته باشد، مانند دیگران نمی‌تواند از آن بهره‌مند شود. همچنین، او اشاره می‌کند که تنها آرامگاهش آتشکده است و در جهان جای دیگری برای سجده ندارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عمیق عرفانی و احساسی مانند ناامیدی و تنهایی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد. درک این شعر نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری از زندگی دارد.

شماره ۳۶ - بی رخت شکوه ز بخت سیهی نیست مرا

بی رخت شکوه ز بخت سیهی نیست مرا
لاف طاقت زده ام کم گنهی نیست مرا ۱

دیده گر جلوه گه گلشن امید شود
همچو نرگس سر و برگ نگهی نیست مرا ۲

حلقه دام در این سلسله محراب دعاست
ورنه در هر دو جهان سجده گهی نیست مرا ۳

می زند سوز دلم طعنه به آرام سپند
به ز آتشکده آرامگهی نیست مرا ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۵ - از دل مردم عالم خبری نیست مرا
گوهر بعدی:شماره ۳۷ - کو گریه ای که بی خبر از جا برد مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.