هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر عشق و اشتیاق شدید شاعر به معشوق است. شاعر خود را به شمعی تشبیه میکند که در راه عشق میسوزد و از نگاه گرم معشوق روشنی میگیرد. او از باغی سخن میگوید که با تیغ معشوق سرسبز شده و از عشق و سودای ساقی گرمی میگوید که جام او را از شکستن دل پر میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند «سوختن» و «تیغ» ممکن است نیاز به بلوغ عاطفی برای درک صحیح داشته باشد.
شماره ۴۶ - چو شمع سوختگی تر کند دماغ مرا
چو شمع سوختگی تر کند دماغ مرا
نگاه گرم دهد روشنی چراغ مرا ۱
بهار تشنه خونم شود اگر داند
که آب تیغ تو سرسبز کرده باغ مرا ۲
به عزم کوی تو آواره چمن شده ام
ز بوی گل نکند تا کسی سراغ مرا ۳
به کار سوختنم شعله چون کند تقصیر
نخوانده است مگر سرنوشت داغ مرا ۴
سرم اسیر زسودای ساقیی گرم است
که از شکستن دل پرکند ایاغ مرا ۵
نگاه گرم دهد روشنی چراغ مرا ۱
بهار تشنه خونم شود اگر داند
که آب تیغ تو سرسبز کرده باغ مرا ۲
به عزم کوی تو آواره چمن شده ام
ز بوی گل نکند تا کسی سراغ مرا ۳
به کار سوختنم شعله چون کند تقصیر
نخوانده است مگر سرنوشت داغ مرا ۴
سرم اسیر زسودای ساقیی گرم است
که از شکستن دل پرکند ایاغ مرا ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵ - شد ذوق خاکساری اول هوس مرا
گوهر بعدی:شماره ۴۷ - پرورده لطف سایه ات امید و بیم را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.