هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق، شیدایی و جنون سخن میگوید. دل شاعر درگیر عشق و مستی است، به طوری که گریههای مستانه میکند و خیال معشوق را در سر میپروراند. شاعر از ناآگاهی دیگران نسبت به عمق احساساتش گلایه دارد و از تأثیر تیغ عشق بر زندگی خود میگوید. در نهایت، دل او میان عبادتگاه و بتخانه در رفتوآمد میکند، گویی میان تقدس و گناه سرگردان است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربههای عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند مستی و جنون ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۸۷ - دگر چه باده به پیمانه می کند دل ما
دگر چه باده به پیمانه می کند دل ما
که مشق گریه مستانه می کند دل ما ۱
به جان شکافی مژگان قسم که شب همه شب
خیال زلف تو را شانه می کند دل ما ۲
فضول قدر نفهمیدگی نمی داند
چه بحثهای حریفانه می کند دل ما ۳
چگونه رخنه گر ملک عافیت نشود
حدیث تیغ تو افسانه می کند دل ما ۴
دماغ سیر ندارد حریف صحرا نیست
جنون به حوصله خانه می کند دل ما ۵
گهی به دام تپدگاه در قفس رقصد
طواف کعبه و بتخانه می کند دل ما ۶
که مشق گریه مستانه می کند دل ما ۱
به جان شکافی مژگان قسم که شب همه شب
خیال زلف تو را شانه می کند دل ما ۲
فضول قدر نفهمیدگی نمی داند
چه بحثهای حریفانه می کند دل ما ۳
چگونه رخنه گر ملک عافیت نشود
حدیث تیغ تو افسانه می کند دل ما ۴
دماغ سیر ندارد حریف صحرا نیست
جنون به حوصله خانه می کند دل ما ۵
گهی به دام تپدگاه در قفس رقصد
طواف کعبه و بتخانه می کند دل ما ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۶ - سینه صاف است پیر ما خوشا احوال ما
گوهر بعدی:شماره ۸۸ - آیینه خرد حسن ز بازار دل ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.