هوش مصنوعی:
این متن بیانگر درد و رنج عاشقی است که با وجود سوختن و محرومیت از دیدار معشوق، همچنان امیدوار و شادمان است. شاعر از عشق و سوز و گداز آن سخن میگوید و اشاره میکند که مقصد نهایی عشق، لذت سوزش است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و رنجهای عاطفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۵۸ - یک حرف شکوه از لب خشنود برنخاست
یک حرف شکوه از لب خشنود برنخاست
بسیار سوختیم و زما دود بر نخاست ۱
محروم داشت جلوه دیدارش از ایاز
عاشق به نا امیدی محمود بر نخاست ۲
سیلاب عشق خاک وجودم به باد داد
گردی که بر دل از غم او بود بر نخاست ۳
از بس دلم به دامن همت کشید پای
در پیش پای شاهد مقصود برنخاست ۴
مقصد ز عشق لذت سوز است اسیر و بس
شادم که داغ لاله نمکسود بر نخاست ۵
بسیار سوختیم و زما دود بر نخاست ۱
محروم داشت جلوه دیدارش از ایاز
عاشق به نا امیدی محمود بر نخاست ۲
سیلاب عشق خاک وجودم به باد داد
گردی که بر دل از غم او بود بر نخاست ۳
از بس دلم به دامن همت کشید پای
در پیش پای شاهد مقصود برنخاست ۴
مقصد ز عشق لذت سوز است اسیر و بس
شادم که داغ لاله نمکسود بر نخاست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۷ - رسوای دهرم و غم پنهاینم به جاست
گوهر بعدی:شماره ۱۵۹ - ناله از دل، بی خیال گلعذاری برنخاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.