هوش مصنوعی: این متن شعری است که از مفاهیمی مانند غم، عشق، جنگ و صلح، دیوانگی، و تضادها سخن می‌گوید. شاعر از دل بی‌غم، بهار بی‌رنگ، و فضای تنگ گفتگو می‌نالد و به مفاهیمی مانند می، بتخانه و کعبه، و طوفان الفت اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند می‌نوشی و دیوانگی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

شماره ۲۰۳ - دل بی غم گل بی آب و رنگ است

دل بی غم گل بی آب و رنگ است
بهار گلشن آیینه زنگ است ۱

سر بد مستیی دارم به گردون
میم در ساغر داغ پلنگ است؟ ۲

هلاک شوخ پرکاری که صلحش
گره در گوشه ابروی جنگ است ۳

بهارستان ما در دست ساقی است
گل دیوانگی را باده رنگ است ۴

نمی دانم صف آرا جلوه گرکیست
میان کعبه و بتخانه جنگ است ۵

سرشکم می کند طوفان الفت
به گلزاری که یکرنگی دو رنگ است ۶

غبارم در سرکویی زمینگیر
شتابم مصلحت بین درنگ است ۷

اسیر از اضطراب دل چه گویم
فضای گفتگو بسیار تنگ است ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۰۲ - به گلشنی دلم از دست باغبان تنگ است
گوهر بعدی:شماره ۲۰۴ - گلبانگ عاشقان چمن راز بلبل است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.