هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از احساس تنگدستی و محدودیت در عشق، زندگی و بیان سخن میگوید. او از نبود جایگاه مناسب در جهان، ناتوانی در بیان احساسات، و رنجهای عشق شکایت دارد. تصاویری مانند گلستان تنگ، آسمان تنگ، و لباس زخم بر کشتگان، همه نشاندهنده فشار و سختیهای زندگی هستند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، برخی از تصاویر مانند 'تیغ' و 'کشتگان' ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۲۰۲ - به گلشنی دلم از دست باغبان تنگ است
به گلشنی دلم از دست باغبان تنگ است
که جای نکهت گل هم به گلستان تنگ است ۱
سخن به لعل که شد آشنا نمی دانم
که دستگاه سخن بر سخنوران تنگ است ۲
نگشته است کسی از فغان من دلتنگ
ز میزبانی صبرم دل فغان تنگ است ۳
دل شکفته چه جویم که غربتم وطن است
چگونه بال گشایم که آسمان تنگ است ۴
ز دست تیغ تو بس کار بر جهان شد تنگ
لباس زخم بر اندام کشتگان تنگ است ۵
ز بسکه پر شده از کینه ام دل عالم
ز التفات بتان خلق عاشقان تنگ است ۶
چنین که پر شده از آه من زمانه اسیر
خیال عکس در آیینه گمان تنگ است ۷
که جای نکهت گل هم به گلستان تنگ است ۱
سخن به لعل که شد آشنا نمی دانم
که دستگاه سخن بر سخنوران تنگ است ۲
نگشته است کسی از فغان من دلتنگ
ز میزبانی صبرم دل فغان تنگ است ۳
دل شکفته چه جویم که غربتم وطن است
چگونه بال گشایم که آسمان تنگ است ۴
ز دست تیغ تو بس کار بر جهان شد تنگ
لباس زخم بر اندام کشتگان تنگ است ۵
ز بسکه پر شده از کینه ام دل عالم
ز التفات بتان خلق عاشقان تنگ است ۶
چنین که پر شده از آه من زمانه اسیر
خیال عکس در آیینه گمان تنگ است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۱ - ز تاب اینکه به رویت نقاب نزدیک است
گوهر بعدی:شماره ۲۰۳ - دل بی غم گل بی آب و رنگ است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.