هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، از عشق و درد دل سخن میگوید. شاعر از تجلی عشق در دل، رنجهای عاشقی، و زیباییهای بهار یاد میکند. تصاویری مانند «چراغ سینه»، «داغ دل»، و «گلشن سیر» برای بیان احساسات عمیق استفاده شدهاند. در نهایت، شعر به عشق دیوانهوار و اسارت در خیال معشوق اشاره دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با استفاده از استعارههای پیچیده، برای درک بهتر به سطحی از بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مضامین ارتباط برقرار کنند.
شماره ۲۸۸ - خلوت جان را تجلی از چراغ سینه است
خلوت جان را تجلی از چراغ سینه است
پنبه داغ دل خون گشته داغ سینه است ۱
در بهارش هر قدر حیرت تماشا می کند
گلشن سیر بنا گوشت دماغ سینه است ۲
صبح و شامم از گل داغ محبت گلشن است
روز خورشید دل است و شب چراغ سینه است ۳
هر سرمویش به هم بد مستی خون می کنند
عاشق دیوانه را رحمت سراغ سینه است ۴
از خیالت باغبان گلشن خویش است اسیر
سیرگاهش از گل زخم تو داغ سینه است ۵
پنبه داغ دل خون گشته داغ سینه است ۱
در بهارش هر قدر حیرت تماشا می کند
گلشن سیر بنا گوشت دماغ سینه است ۲
صبح و شامم از گل داغ محبت گلشن است
روز خورشید دل است و شب چراغ سینه است ۳
هر سرمویش به هم بد مستی خون می کنند
عاشق دیوانه را رحمت سراغ سینه است ۴
از خیالت باغبان گلشن خویش است اسیر
سیرگاهش از گل زخم تو داغ سینه است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۷ - بی سبزه نوبهار ندانم چکاره است
گوهر بعدی:شماره ۲۸۹ - هر نگاه گرم ما مجنون کامل گشته ای است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.