هوش مصنوعی:
این شعر به موضوع عشق و وابستگی عاطفی میپردازد. شاعر از دل آواره و مستمند خود سخن میگوید که در تسخیر معشوق است. با وجود رنجها و غمهای عشق، او خود را اسیر این کمند میداند و حتی تلخیهای عشق را با خوشحالی میپذیرد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاطفی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات غمانگیز و وابستگی شدید عاطفی نیاز به بلوغ فکری برای تحلیل دارد.
شماره ۲۹۸ - دل آواره مستمندکسی است
دل آواره مستمندکسی است
دیده جولانگه سمند کسی است ۱
سرو با اینهمه سرافرازی
سایه قامت بلند کسی است ۲
نشکند از هجوم لشکر غم
که طلسم دلم به بند کسی است ۳
در غم عشق کام تلخ مرا
ساغر باده زهرخند کسی است ۴
صیدی از دام محنت آزاد است
که اسیر خم کمند کسی است ۵
دیده جولانگه سمند کسی است ۱
سرو با اینهمه سرافرازی
سایه قامت بلند کسی است ۲
نشکند از هجوم لشکر غم
که طلسم دلم به بند کسی است ۳
در غم عشق کام تلخ مرا
ساغر باده زهرخند کسی است ۴
صیدی از دام محنت آزاد است
که اسیر خم کمند کسی است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۷ - هر عارض افروخته مشاطه نازی است
گوهر بعدی:شماره ۲۹۹ - دلی دارم که مست جام ساقی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.