هوش مصنوعی:
این متن به موضوعاتی مانند عشق، هستی و نیستی، خرابی و زیبایی جهان، و ارزش خواری و خاکساری در عشق میپردازد. شاعر از دل شکسته و عالم خراب سخن میگوید و اشاره میکند که عشق و زیبایی در همه چیز حضور دارد. همچنین، متن به مفاهیمی مانند نور، حرم، و ارزش خواری در عشق اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای سنین پایین قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به تفسیر و تأمل دارند که برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۳۱۸ - شادیم از دلی که شکستن عیار اوست
شادیم از دلی که شکستن عیار اوست
داریم عالمی که خرابی حصار اوست ۱
خالی ز رنگ و بوی گلستان عشق نیست
هستی و نیستی که خزان و بهار اوست ۲
عالم خراب فتنه یک جلوه بیش نیست
هر کس که هست چشم به راه غبار اوست ۳
نور چراغ دیده دیر و حرم یکی است
گر پرتو از دو خانه دهد روی کار اوست ۴
رونق فزای حسن بود عشق خاکسار
شادیم از اینکه خواری ما اعتبار اوست ۵
می گوید از زبان که گذشتم ز یار اسیر
تا در دلش چه می گذرد کار و بار اوست ۶
داریم عالمی که خرابی حصار اوست ۱
خالی ز رنگ و بوی گلستان عشق نیست
هستی و نیستی که خزان و بهار اوست ۲
عالم خراب فتنه یک جلوه بیش نیست
هر کس که هست چشم به راه غبار اوست ۳
نور چراغ دیده دیر و حرم یکی است
گر پرتو از دو خانه دهد روی کار اوست ۴
رونق فزای حسن بود عشق خاکسار
شادیم از اینکه خواری ما اعتبار اوست ۵
می گوید از زبان که گذشتم ز یار اسیر
تا در دلش چه می گذرد کار و بار اوست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۷ - در دامت آن غبار که بر بال و پر نشست
گوهر بعدی:شماره ۳۱۹ - حسن آتش و دل سمندر اوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.