هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از غم و اندوه درونی خود میگوید که همچون ریشهای در دلش باقی مانده است. او به مینوشی و سختیهای زندگی عادت کرده و دیگر نمیتواند احساسات واقعی خود را تشخیص دهد. با این حال، عشق به معشوق در دلش باقی است و تا آخرین لحظهی زندگی، این عشق پابرجاست.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشاره به مینوشی و غمهای درونی، برای درک بهتر به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد.
شماره ۳۲۷ - هنوزم در دل از غم ریشه ای هست
هنوزم در دل از غم ریشه ای هست
از آن میخانه ها ته شیشه ای هست ۱
چنان با سخت جانی خو گرفتم
که نشناسم دلی یا تیشه ای هست ۲
به مژگان تو گیرایی ببالد
گریبان اطاعت پیشه ای هست ۳
نمی گردد دل ما خالی از دوست
در این میخانه تا ته شیشه ای هست ۴
از آن میخانه ها ته شیشه ای هست ۱
چنان با سخت جانی خو گرفتم
که نشناسم دلی یا تیشه ای هست ۲
به مژگان تو گیرایی ببالد
گریبان اطاعت پیشه ای هست ۳
نمی گردد دل ما خالی از دوست
در این میخانه تا ته شیشه ای هست ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۶ - وحدت جهان گرفت و تماشا چنانکه هست
گوهر بعدی:شماره ۳۲۸ - اگر ستم کند امید احترامی هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.