هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن میگوید و آرزو میکند که هیچچیز جز یاد و خیال معشوق در دلش نباشد. او از زیبایی و شوخچشمی معشوق یاد میکند و در دل شب برای وصال او دعا میکند. شاعر همچنین از درد فراق و اشکهایش میگوید و آرزو میکند که هیچچیز جز عشق معشوق در زندگیاش نباشد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده در شعر، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۴۱۸ - بی یاد قامتش دل بیتاب من مباد
بی یاد قامتش دل بیتاب من مباد
چون سرو خوشخرام نباشد چمن مباد ۱
معشوق دیگران گل بر باد رفته است
شوخ است نغمه گوشزد کوهکن مباد ۲
وقت اجابت است و دل شب دعا کنم
جز خار گلستان تو در پیرهن مباد ۳
اشکم رساست از ته دل می کنم دعا
در خلوت وصال تو راه سخن مباد ۴
آتش فروز دل نشود گر خیال او
یک برگ شعله در چمن سوختن مباد ۵
چون سرو خوشخرام نباشد چمن مباد ۱
معشوق دیگران گل بر باد رفته است
شوخ است نغمه گوشزد کوهکن مباد ۲
وقت اجابت است و دل شب دعا کنم
جز خار گلستان تو در پیرهن مباد ۳
اشکم رساست از ته دل می کنم دعا
در خلوت وصال تو راه سخن مباد ۴
آتش فروز دل نشود گر خیال او
یک برگ شعله در چمن سوختن مباد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۷ - رنگ شکسته از گل رویش عیان مباد
گوهر بعدی:شماره ۴۱۹ - گلشن آرای خیالم حسن محجوب تو باد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.