هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و ناامیدی است. شاعر از عشق و تمنای معشوق میگوید و خود را در برابر این عشق ناتوان و بیپناه میبیند. تصاویری مانند پروانهٔ سوخته، خورشید ضعیف، و اشکهای آتشین نشاندهندهٔ رنج و اشتیاق فراوان است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، فضای احساسی سنگین شعر مناسب سنین نوجوانی به بالا است.
شماره ۴۳۱ - در دام تمنای تو گر بر سرم افتد
در دام تمنای تو گر بر سرم افتد
پرواز غباری شود و از پرم افتد ۱
بر بیکسی خویش بنازم که ندارم
ترسی که هزیمت به صف لشکرم افتد ۲
خورشید ز ضعفم نبرد راه به بالین
در سایه خاشاکی اگر بسترم افتد ۳
پروانه پر سوخته خوی تو گردد
گر دیده آیینه به خاکسترم افتد ۴
مانند سراب از جگرش دود برآید
در بحر اگر اشک شرر پرورم افتد ۵
پرواز غباری شود و از پرم افتد ۱
بر بیکسی خویش بنازم که ندارم
ترسی که هزیمت به صف لشکرم افتد ۲
خورشید ز ضعفم نبرد راه به بالین
در سایه خاشاکی اگر بسترم افتد ۳
پروانه پر سوخته خوی تو گردد
گر دیده آیینه به خاکسترم افتد ۴
مانند سراب از جگرش دود برآید
در بحر اگر اشک شرر پرورم افتد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۰ - گلستان شو ز می تا نوبهار از چشم رنگ افتد
گوهر بعدی:شماره ۴۳۲ - به لب هر دم ز شادی شکر این سودا نمی گنجد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.