هوش مصنوعی:
این متن به بیان درد و رنجهای عاطفی و ناامیدیهای انسان میپردازد. شاعر از بیپناهی، تنهایی، و بیکسی سخن میگوید و اشاره میکند که دردی که بیان نشود یا شنیده نشود، گواهی ندارد. همچنین، از بیتوجهی دیگران به رنجهای انسان و نبود همدردی در جهان انتقاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است و درک کامل آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانهی آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۴۸۶ - به از درد او جان پناهی ندارد
به از درد او جان پناهی ندارد
ز تن منت برگ کاهی ندارد ۱
هنر نیست در خون نشاندن دلی را
که سامان شبگیر آهی ندارد ۲
نبینی به عمر ابد وادیی را
که تا خضر هم خضر راهی ندارد ۳
به بزمی که رشکم کند پاسبانی
دلم از تو چشم نگاهی ندارد ۴
نخواهد کسی از تو خون اسیری
که جز بیزبانی گواهی ندارد ۵
ز تن منت برگ کاهی ندارد ۱
هنر نیست در خون نشاندن دلی را
که سامان شبگیر آهی ندارد ۲
نبینی به عمر ابد وادیی را
که تا خضر هم خضر راهی ندارد ۳
به بزمی که رشکم کند پاسبانی
دلم از تو چشم نگاهی ندارد ۴
نخواهد کسی از تو خون اسیری
که جز بیزبانی گواهی ندارد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۵ - ز رنگین شیوه ها گلزار بلبل آفرین دارد
گوهر بعدی:شماره ۴۸۷ - نگه در دیده اندام تو دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.