هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از سوختن در غم، تبدیل شدن به خاک راه معشوق، و رسیدن به مستی و بهار با نام ساقی صحبت میکند. همچنین، به بیهودهگردی و بیکاری اشاره میکند که در نهایت به موفقیت میانجامد. در پایان، شعلههای شرم و زبان تیز را توصیف میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'مستی' و 'رنج' نیاز به سطحی از بلوغ ذهنی برای تفسیر دارند.
شماره ۶۰۳ - در غمش تا سوختم بخت شرارم شد بلند
در غمش تا سوختم بخت شرارم شد بلند
خاک راهش تا شدم نام غبارم شد بلند ۱
می رساند باده رنگین گل مستان به گل
وقت ساقی خوش کز او نام بهارم شد بلند ۲
رفتم از بیهوده گردی تا به مقصد بی دلیل
آنقدر بیکار گردیدم که کارم شد بلند ۳
شعله از خجلت ره سرچشمه اخگر گرفت
هر کجا تیغ زبان آبدارم شد بلند ۴
خاک راهش تا شدم نام غبارم شد بلند ۱
می رساند باده رنگین گل مستان به گل
وقت ساقی خوش کز او نام بهارم شد بلند ۲
رفتم از بیهوده گردی تا به مقصد بی دلیل
آنقدر بیکار گردیدم که کارم شد بلند ۳
شعله از خجلت ره سرچشمه اخگر گرفت
هر کجا تیغ زبان آبدارم شد بلند ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۰۲ - نیرنگ باده رفع حجابم نمی کند
گوهر بعدی:شماره ۶۰۴ - در بزم چو با عارض پر نور نشیند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.