هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از رنج‌های عشق و ناامیدی‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او از رسوایی، اسارت دل در زنجیر ننگ و نام، و نبود آرامش در زندگی خود شکایت دارد. همچنین، اشاره می‌کند که در هر کجا که رفته، دلش شفا نیافته و محیط اطرافش مانند دام بوده است. در نهایت، شاعر از شرم و اسارت در حضور معشوق و دشمنی دل و دیده با آرامش خود می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رسوایی و ناامیدی ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.

شماره ۶۰۹ - گر دو روزی کامجو در عشق بی آرام بود

گر دو روزی کامجو در عشق بی آرام بود
همچو داغ لاله در آتش نشینی خام بود ۱

سخت ممنونم ز رسوایی که روز خوش ندید
تا دل دیوانه در زنجیر ننگ و نام بود ۲

آگه از حال دلم بی منت پیغام شد
بی زبانیها میان ما و او پیغام بود ۳

هر کجا رفتم دل بیمار من صحت نیافت
سازگار آب وهوای شهر بند دام بود ۴

هر کجا تنها دچارم شد ز شرم او اسیر
دیده خصم دیدن و دل دشمن آرام بود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۰۸ - دوش ساز ناله ام آهنگ بود
گوهر بعدی:شماره ۶۱۰ - گر سر و کار کسی با دل نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.