هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجهای عاطفی و دلشکستگی خود میگوید. او از بیتوجهی معشوق، ناامیدی و تلخیهای زندگی سخن میگوید و تصمیم میگیرد دل را رها کند تا از دردها رهایی یابد. این اشعار سرشار از احساسات عمیق و غمگین هستند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسال دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، موضوعاتی مانند دلشکستگی و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۱۱ - سرکنم آوارگی منزل همان گیرم نبود
سرکنم آوارگی منزل همان گیرم نبود
دل به دریا افکنم ساحل همان گیرم نبود ۱
سینه ای بر تیر باران تغافل می دهم
التفات خنجر قاتل همان گیرم نبود ۲
آنکه دیدم عمری از آیینه دل روی او
یک نفس از حال من غافل همان گیرم نبود ۳
ترک دل کردم چه پروا دارم از تاراج عمر
برقها مطلب روا حاصل همان گیرم نبود ۴
دل گره می زد به کارم ترک او کردم اسیر
برخود آسان کردم این مشکل همان گیرم نبود ۵
دل به دریا افکنم ساحل همان گیرم نبود ۱
سینه ای بر تیر باران تغافل می دهم
التفات خنجر قاتل همان گیرم نبود ۲
آنکه دیدم عمری از آیینه دل روی او
یک نفس از حال من غافل همان گیرم نبود ۳
ترک دل کردم چه پروا دارم از تاراج عمر
برقها مطلب روا حاصل همان گیرم نبود ۴
دل گره می زد به کارم ترک او کردم اسیر
برخود آسان کردم این مشکل همان گیرم نبود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱۰ - گر سر و کار کسی با دل نبود
گوهر بعدی:شماره ۶۱۲ - از جان که می شنید اگر حرف غم نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.