هوش مصنوعی: این شعر از عشق نافرجام، ناامیدی، و رنج‌های عاطفی سخن می‌گوید. شاعر از درد دل‌بستن به معشوق و بی‌پاسخ ماندن احساساتش می‌نالد و از ناتوانی در گشودن راهی به سوی وصال یا آرامش یاد می‌کند. تصاویری مانند گره‌های ناگشودنی، شعله‌های سوزان، و دام‌های عاطفی به‌کار رفته‌اند تا احساس درماندگی و اسارت در عشق را نشان دهند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاطفی و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند ناامیدی و رنج عشق نیاز به درک بالاتری از هیجانات انسانی دارد.

شماره ۶۲۰ - دشمن هوشی به رویت چشم تر نتوان گشود

دشمن هوشی به رویت چشم تر نتوان گشود
آفت نظاره ای سویت نظر نتوان گشود ۱

تا سپردم دل به نومیدی چها دیدم مپرس
کو دری کز فیض آه بی اثر نتوان گشود ۲

ذوق راحت را به درگاه محبت بار نیست
دست خدمت بر میان داری کمر نتوان گشود ۳

گریه تا کردم به کارم عقده دیگر فتاد
چون گره در رشته ای گردید تر نتوان گشود ۴

بسکه در اظهار شوق طره ات پیچیده ام
نامه ام از بال مرغ نامه بر نتوان گشود ۵

هرزه گردم چشم سرگردانی از من روشن است
بیدلم یک عقده از کار سفر نتوان گشود ۶

دل ز چاک سینه وصل او تمنا کرد و سوخت
خس چه می داند به روی شعله در نتوان گشود ۷

رسم و آیین گرفتاری ندانم چون اسیر
اینقدر دانم که در دام تو پر نتوان گشود ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۱۹ - ترک مستم را اگر چین بر جبین پیدا شود
گوهر بعدی:شماره ۶۲۱ - گر شبی یاد تو دور از جان غمگینم شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.