هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دلتنگی سخن میگوید، از دوری معشوق و تأثیر آن بر روح و روان خود مینالد. او از غم و اندوه ناشی از این دوری و همچنین از فروتنی و خاکساری که عشق به همراه میآورد، یاد میکند. در نهایت، شاعر به نامهای از راه دور اشاره میکند که نشانهای از امید یا پیامی از معشوق است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامناسب باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای درک کامل، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
شماره ۶۳۷ - دلم زیاد نگاهت به شود می آید
دلم زیاد نگاهت به شود می آید
چراغ خلوتم از بزم طور می آید ۱
وداع هستی خود می کنم قرارم نیست
همین بس است که دیدم ز دور می آید ۲
غبار راه قناعت که پیک اهل دل است
ز پایتخت سلیمان مور می آید ۳
گذشت مدت عمرم به عجز و غافل از این
که خاکساری عشق از غرور می آید ۴
به سویم از دل آواره نامه ای دارد
نگاه قاصدم از راه دور می آید ۵
شراب از غم لعلش اسیر بسکه گداخت
به بزم باده کشان بی حضور می آید ۶
چراغ خلوتم از بزم طور می آید ۱
وداع هستی خود می کنم قرارم نیست
همین بس است که دیدم ز دور می آید ۲
غبار راه قناعت که پیک اهل دل است
ز پایتخت سلیمان مور می آید ۳
گذشت مدت عمرم به عجز و غافل از این
که خاکساری عشق از غرور می آید ۴
به سویم از دل آواره نامه ای دارد
نگاه قاصدم از راه دور می آید ۵
شراب از غم لعلش اسیر بسکه گداخت
به بزم باده کشان بی حضور می آید ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳۶ - غباری از طواف کعبه مقصود می آید
گوهر بعدی:شماره ۶۳۸ - یاد چشمت چو پی غارت جان می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.