هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از پنهانکردن باورهای خود در میان مردم، رنجهای عاشقانه، و ناامیدی از سرنوشت سخن میگوید. او از عشق سوزان و نگاه گرم معشوق میگوید که گاه باعث رنج و گاه باعث امید میشود. همچنین، از باغبانی یاد میکند که با انصاف، حتی خارهای دیوار را به بلبل میسپارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری فاخر، درک این متن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
شماره ۶۹۶ - تا به کس روشن نسازم کفر ایمان بار خویش
تا به کس روشن نسازم کفر ایمان بار خویش
همچو شمع از خلق پنهان کرده ام زنار خویش ۱
فیض دست آموز دارد ناخن موج سرشک
هر گره کز دل گشایم می زنم در کار خویش ۲
سرنوشت طالعم تا گشته بخت واژگون
گر کنم آزار دشمن می کنم آزار خویش ۳
وصل جاوید خیال از آفت هجر ایمن است
کی توان سوخت ما را بی گل رخسار خویش ۴
گر نگاه گرم او گردد خریدار نیاز
عشق می سوزد سپند از گرمی بازار خویش ۵
باغبان گلشن انصاف را نازم اسیر
کز پر بلبل کند خار سر دیوار خویش ۶
همچو شمع از خلق پنهان کرده ام زنار خویش ۱
فیض دست آموز دارد ناخن موج سرشک
هر گره کز دل گشایم می زنم در کار خویش ۲
سرنوشت طالعم تا گشته بخت واژگون
گر کنم آزار دشمن می کنم آزار خویش ۳
وصل جاوید خیال از آفت هجر ایمن است
کی توان سوخت ما را بی گل رخسار خویش ۴
گر نگاه گرم او گردد خریدار نیاز
عشق می سوزد سپند از گرمی بازار خویش ۵
باغبان گلشن انصاف را نازم اسیر
کز پر بلبل کند خار سر دیوار خویش ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۹۵ - ای کرده ز یاد ما فراموش
گوهر بعدی:شماره ۶۹۷ - بیکسیم ساخت خریدار خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.