هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از نداشتن صبر و تحمل، بیمیلی به عشق و توجه، و احساس تنهایی و تنگدستی سخن میگوید. او خود را خاک رهگشتهای میداند که حتی از آسمان نیز تنزل ندارد و از گلهای اظهار عشق میگریزد. این شعر حالتی از ناامیدی و یأس را نشان میدهد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، لحن غمگین و یأسآلود آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۷۴۵ - سر و برگ هر شمع یا گل ندارم
سر و برگ هر شمع یا گل ندارم
دل صبر (و) تاب تحمل ندارم ۱
نه سودای آهی نه شوق نگاهی
ندارم دماغ تغافل ندارم ۲
منم خاک ره گشته سرزمینی
که از آسمان هم تنزل ندارم ۳
چرا تنگدستی کند پایمالم
توکل مگر بر توکل ندارم ۴
ز گلهای اظهار جو می گریزم
اسیرم من ابرام بلبل ندارم ۵
دل صبر (و) تاب تحمل ندارم ۱
نه سودای آهی نه شوق نگاهی
ندارم دماغ تغافل ندارم ۲
منم خاک ره گشته سرزمینی
که از آسمان هم تنزل ندارم ۳
چرا تنگدستی کند پایمالم
توکل مگر بر توکل ندارم ۴
ز گلهای اظهار جو می گریزم
اسیرم من ابرام بلبل ندارم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۴۴ - دلم گداخت سر ساغر گران دارم
گوهر بعدی:شماره ۷۴۶ - دلی زخم انتخاب خنده گل در چمن دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.