هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلدادگی سخن میگوید و از بیقراری و حیرت خود در فراق معشوق مینالد. او از بیتابی و بیقراری خود میگوید و آرزو میکند که بتواند با معشوق ارتباط برقرار کند. همچنین، از تأثیر عمیق عشق بر روح و جان خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۷۷۴ - کو فرصتی که شکوه ندانسته سر کنم
کو فرصتی که شکوه ندانسته سر کنم
جان را کنم نثار و سخن مختصر کنم ۱
خوی صبا گرفته دلم از هوای دام
کو آشیان کجاست که زیر و زبر کنم ۲
یک مو نمانده بر تن من بی خیال دوست
شمشیر اگر کشد به چه رو ترک سر کنم ۳
بینا دلی کجاست که در بزم او چو شمع
گاهی ز جیب تیره دلی سر به در کنم ۴
در حیرتم که با نظر تنگ روزگار
گر خاک راه خلق شوم چون به سرکنم ۵
کو طاقتی که از سرکویت چو بگذرم
غافل کنم تو را و به سویت نظر کنم ۶
آیینه داغ می شود از رشک من اسیر
روشن ز خط او چو سواد نظر کنم ۷
جان را کنم نثار و سخن مختصر کنم ۱
خوی صبا گرفته دلم از هوای دام
کو آشیان کجاست که زیر و زبر کنم ۲
یک مو نمانده بر تن من بی خیال دوست
شمشیر اگر کشد به چه رو ترک سر کنم ۳
بینا دلی کجاست که در بزم او چو شمع
گاهی ز جیب تیره دلی سر به در کنم ۴
در حیرتم که با نظر تنگ روزگار
گر خاک راه خلق شوم چون به سرکنم ۵
کو طاقتی که از سرکویت چو بگذرم
غافل کنم تو را و به سویت نظر کنم ۶
آیینه داغ می شود از رشک من اسیر
روشن ز خط او چو سواد نظر کنم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۷۳ - کو جنون کز سنگ طفلان خانه ای پیدا کنم
گوهر بعدی:شماره ۷۷۵ - از صبر من آزرده شد تا چند آزارش کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.