هوش مصنوعی:
این شعر از درد و سرگردانی شاعر سخن میگوید که در غربت و بیسامانی به سر میبرد. او از عشق، حسرت دیدار یار، و رنجهای دل خود مینالد. با این حال، در میان این رنجها، نشانههایی از امید و عشق نیز دیده میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد درونی و غربت ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۷۹۵ - آسمان را رحم می آید به سرگردانیم
آسمان را رحم می آید به سرگردانیم
دل به درد آید قناعت را ز بی سامانیم ۱
محو دیدار تو را چشم تماشا در دل است
داغها دارد دل نظاره از حیرانیم ۲
حلقه دام بلا نقش پی فرزانه بود
اعتبار جهل شد خضر ره نادانیم ۳
مصرع زنجیر سطر دفتر آزادگی است
شد سواد عشق روشن از خط دیوانیم ۴
چشم غربت روشن است از سرمه بختم اسیر
همچنان خاک ره یاران اصفاهانیم ۵
دل به درد آید قناعت را ز بی سامانیم ۱
محو دیدار تو را چشم تماشا در دل است
داغها دارد دل نظاره از حیرانیم ۲
حلقه دام بلا نقش پی فرزانه بود
اعتبار جهل شد خضر ره نادانیم ۳
مصرع زنجیر سطر دفتر آزادگی است
شد سواد عشق روشن از خط دیوانیم ۴
چشم غربت روشن است از سرمه بختم اسیر
همچنان خاک ره یاران اصفاهانیم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۹۴ - ما درد به درمان مسیحا نفروشیم
گوهر بعدی:شماره ۷۹۶ - با دل به هرزه دست و گریبان چرا شویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.