هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از غم و اندوه خود سخن میگوید و بیان میکند که چگونه میتوان با وجود دردها و رنجها، زیباییها و امیدها را نیز دید. او از خاموشی و تنهایی خود میگوید اما اشاره میکند که حتی از غنچهها نیز میتوان درسهای زندگی آموخت. در نهایت، شاعر به از دست دادن عزیزی اشاره میکند و درد این فقدان را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند فقدان و اندوه نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۱۷۸ - افسون غم ز خاطر من می توان گرفت
افسون غم ز خاطر من می توان گرفت
راه شکفتگی به چمن می توان گرفت ۱
در گلشنی گداخته خاموشیت مرا
کز غنچه هم گلاب سخن می توان گرفت ۲
دارد شهید زندگیم بی تو آسمان
خون مرا ز کشتن من می توان گرفت ۳
راه شکفتگی به چمن می توان گرفت ۱
در گلشنی گداخته خاموشیت مرا
کز غنچه هم گلاب سخن می توان گرفت ۲
دارد شهید زندگیم بی تو آسمان
خون مرا ز کشتن من می توان گرفت ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۲۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۷ - رخ تو نسخه خوبی زلاله زار گرفت
گوهر بعدی:شماره ۱۷۹ - یاد او کرد ز دل تا چشم حیران گل شکفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.