هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق شدید و بیقراری خود میگوید که به حدی است که در دل و سینهاش نمیگنجد. او از بیخودی و ذوق فراوانی سخن میگوید که حتی نفس کشیدن را برایش دشوار کرده است. همچنین، اشاره میکند که در عشق، خاموشی دلیل راه است و صدای زنگها به گوش شوق نمیرسد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی احساسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۹۹ - به دل زگرمی عشقم هوس نمی گنجد
به دل زگرمی عشقم هوس نمی گنجد
در آتشی که منم خار و خس نمی گنجد ۱
ز بس که گشته ام از ذوق بیخودی لبریز
درون سینه تنگم نفس نمی گنجد ۲
دلیل راه اسیران عشق خاموشی است
به گوش شوق صدای جرس نمی گنجد ۳
در آتشی که منم خار و خس نمی گنجد ۱
ز بس که گشته ام از ذوق بیخودی لبریز
درون سینه تنگم نفس نمی گنجد ۲
دلیل راه اسیران عشق خاموشی است
به گوش شوق صدای جرس نمی گنجد ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۲۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۸ - عکس تو در آیینه ادراک نگنجد
گوهر بعدی:شماره ۲۰۰ - شهید خوی گرمش مهر را در کینه می پیچد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.