هوش مصنوعی:
این متن به توصیف عشق و شیفتگی شاعر به معشوق میپردازد. شاعر از زیبایی و جذابیت چشمهای معشوق سخن میگوید و بیان میکند که نگاه معشوق چنان تأثیری بر او دارد که گویی خونریزی از یادش رفته است. او همچنین به عشق بیقید و شرط خود اشاره میکند و میگوید که دلش هرگز از دامان مژگان معشوق جدا نخواهد شد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد.
شماره ۲۴۰ - ز چشم فتنه ات محشر غم پنهانیی دارد
ز چشم فتنه ات محشر غم پنهانیی دارد
به ذوق جلوه ات افلاک پر افشانیی دارد ۱
چه سازم شیوه خونریزی از یاد نگاهش رفت
مگر از چشم مستی سرمه حیرانیی دارد ۲
دل ما دست از دامان مژگان نخواهد داشت
نظر از چشم او می خواهد و قربانیی دارد ۳
به ذوق جلوه ات افلاک پر افشانیی دارد ۱
چه سازم شیوه خونریزی از یاد نگاهش رفت
مگر از چشم مستی سرمه حیرانیی دارد ۲
دل ما دست از دامان مژگان نخواهد داشت
نظر از چشم او می خواهد و قربانیی دارد ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۲۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۹ - دل قبله ای از طرف کلاهی دارد
گوهر بعدی:شماره ۲۴۱ - گرفتم او گذاری بر سر بیمار می آرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.