هوش مصنوعی:
این متن به بیان احساسات غمگینانه و ناامیدی میپردازد. شاعر از شکستن دل، بیقراری، و بیخوابی سخن میگوید و زندگی را بیروح و بیشکوفا توصیف میکند. حتی خندههایش نیز مانند گلی بر مزار ماندهاست. او از بیقراری دل و چشمی که خواب به آن راه نمییابد، گلایه میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، لحن غمگینانه و مفاهیم پیچیدهای مانند ناامیدی و پوچی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۲۵۸ - ز خمار عضو عضوم به شکسته خار ماند
ز خمار عضو عضوم به شکسته خار ماند
نفس از خرابی دل به کف غبار ماند ۱
سر زندگی ندارد چه شکفتگی فزاید
ز خمار خنده ما به گل مزار ماند ۲
نه همین پیاله ما شب جمعه بینوا شد
نه به دیده خواب گنجد نه به دل قرار ماند ۳
نفس از خرابی دل به کف غبار ماند ۱
سر زندگی ندارد چه شکفتگی فزاید
ز خمار خنده ما به گل مزار ماند ۲
نه همین پیاله ما شب جمعه بینوا شد
نه به دیده خواب گنجد نه به دل قرار ماند ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۲۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۷ - دل افسرده هر خام جوش ما نمی داند
گوهر بعدی:شماره ۲۵۹ - غمت به راحت وصلت به جنگ می ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.