هوش مصنوعی:
این متن به توصیف حالات روحی و معنوی یک فرد خراباتی و سرمست میپردازد که در حالت بیخودی و رهایی از دنیا و مادیات قرار دارد. او از هشیاری و مستی رها شده و در تاریکی و کفر غوطهور است. در نهایت، این تاریکی به جان او مینشیند و او را از خلق و خلق را از او جدا میکند. این متن همچنین به مفاهیمی مانند فقر، توبه، و یقین اشاره میکند.
رده سنی:
18+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای خوانندگان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیده مانند کفر، توبه، و یقین نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۹۶ - خراباتی است پر رندان سرمست
خراباتی است پر رندان سرمست
ز سر مستی همه نه نیست و نه هست ۱
فرو رفته همه در آب تاریک
برآورده همه در کافری دست ۲
همه فارغ ز امروز و ز فردا
همه آزاد از هشیار و از مست ۳
مگر افتاد پیر ما بر آن قوم
مرقع چاک زد زنار در بست ۴
یقینش گشت کار و بی گمان شد
درستش گشت فقر و توبه بشکست ۵
سیاهیی که در هر دو جهان بود
فرود آمد به جان او و بنشست ۶
نقاب جان او شد آن سیاهی
سیاهی آمد و در کفر پیوست ۷
چو آب خضر در تاریکی افتاد
کنون هم او ز خلق و خلق ازو رست ۸
دل عطار خون گشت و حق اوست
که تیری آنچنان ناگه ازو جست ۹
ز سر مستی همه نه نیست و نه هست ۱
فرو رفته همه در آب تاریک
برآورده همه در کافری دست ۲
همه فارغ ز امروز و ز فردا
همه آزاد از هشیار و از مست ۳
مگر افتاد پیر ما بر آن قوم
مرقع چاک زد زنار در بست ۴
یقینش گشت کار و بی گمان شد
درستش گشت فقر و توبه بشکست ۵
سیاهیی که در هر دو جهان بود
فرود آمد به جان او و بنشست ۶
نقاب جان او شد آن سیاهی
سیاهی آمد و در کفر پیوست ۷
چو آب خضر در تاریکی افتاد
کنون هم او ز خلق و خلق ازو رست ۸
دل عطار خون گشت و حق اوست
که تیری آنچنان ناگه ازو جست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۵ - ای به وصفت گمشده هرجان که هست
گوهر بعدی:غزل ۹۷ - شادی به روزگار شناسندگان مست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.