هوش مصنوعی:
این متن یک شعر مذهبی و عاشقانه است که به واقعهی کربلا و امام حسین (ع) اشاره دارد. در آن از زمین کربلا به عنوان مکانی مقدس و میزبان سلطان الوری (امام حسین) یاد شده است. توصیفهایی از آمادهسازی زمین و طبیعت برای استقبال از امام حسین، تشنگی او و اهمیت خاک کربلا ارائه شده است. همچنین، به حرکت امام حسین از حجاز به سوی کربلا اشاره دارد.
رده سنی:
12+
متن دارای مفاهیم عمیق مذهبی و تاریخی است که ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر شاعرانه مانند تشنگی امام حسین و توصیفهای عاطفی ممکن است برای مخاطبان با سن بالاتر مناسبتر باشد.
بخش ۲۳۵ - خطاب به زمین عراق و کوفه و کربلا و آمدن حضرت سیدالشهداء ع
ای زمین کربلا دل شاد زی
تا قیامت زان سبب آباد زی ۱
البشاره ای زمین کربلا
کایدت مهمان سلطان الوری ۲
آسمان شو عرش شو بر خود ببال
گردن دولت بکش بربند یال ۳
قبه ی عزت به گردون کن بلند
هم بر آن پیرایه مهر و ماه بند ۴
بارگاه پادشاهی ساز کن
طرح ایوان و رواق آغاز کن ۵
تخت شاهی اندر آن ایوان بزن
بر فراز تخت مسند درفکن ۶
کاینک از ره می رسد شاهی بزرگ
در رکاب او امیران سترگ ۷
آهوانت را بگو ای کربلا
نافه اندازند اندر راهها ۸
دشت و صحرا را عبیرافشان کنید
خاک را با مشک تر یکسان کنید ۹
باد را گو تا بیفشاند غبار
از در و دیوار و دشت آن دیار ۱۰
گو بپاشد دشت و صحرا را سحاب
از برای مقدم شه زود آب ۱۱
تشنه لب آمد شه دنیا و دین
ای فرات آماده کن ماء معین ۱۲
گر فرات آبی نیارد گو میار
ور نبارد ابر آنجا گو مبار ۱۳
تا قیامت ز اشک چشم دوستان
دجله ها باشد در این صحرا روان ۱۴
ور نباشد مشک و عنبر باک نیست
نافه ای خوشبوتر از این خاک نیست ۱۵
بوی جان آید ز خاک کربلا
جان فدای خاک پاک کربلا ۱۶
شهپر جبریل و زلف حور عین
بس بود جاروب در آن سرزمین ۱۷
از حجاز آمد برون سلطان دین
رو بسوی کعبه ی صدق و یقین ۱۸
زد برون از کشور بطحا بساط
ره همی برید با شوق و نشاط ۱۹
تا قیامت زان سبب آباد زی ۱
البشاره ای زمین کربلا
کایدت مهمان سلطان الوری ۲
آسمان شو عرش شو بر خود ببال
گردن دولت بکش بربند یال ۳
قبه ی عزت به گردون کن بلند
هم بر آن پیرایه مهر و ماه بند ۴
بارگاه پادشاهی ساز کن
طرح ایوان و رواق آغاز کن ۵
تخت شاهی اندر آن ایوان بزن
بر فراز تخت مسند درفکن ۶
کاینک از ره می رسد شاهی بزرگ
در رکاب او امیران سترگ ۷
آهوانت را بگو ای کربلا
نافه اندازند اندر راهها ۸
دشت و صحرا را عبیرافشان کنید
خاک را با مشک تر یکسان کنید ۹
باد را گو تا بیفشاند غبار
از در و دیوار و دشت آن دیار ۱۰
گو بپاشد دشت و صحرا را سحاب
از برای مقدم شه زود آب ۱۱
تشنه لب آمد شه دنیا و دین
ای فرات آماده کن ماء معین ۱۲
گر فرات آبی نیارد گو میار
ور نبارد ابر آنجا گو مبار ۱۳
تا قیامت ز اشک چشم دوستان
دجله ها باشد در این صحرا روان ۱۴
ور نباشد مشک و عنبر باک نیست
نافه ای خوشبوتر از این خاک نیست ۱۵
بوی جان آید ز خاک کربلا
جان فدای خاک پاک کربلا ۱۶
شهپر جبریل و زلف حور عین
بس بود جاروب در آن سرزمین ۱۷
از حجاز آمد برون سلطان دین
رو بسوی کعبه ی صدق و یقین ۱۸
زد برون از کشور بطحا بساط
ره همی برید با شوق و نشاط ۱۹
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۹
۲۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۲۳۴ - روانه شدن جناب امام حسین ع به سمت عراق
گوهر بعدی:بخش ۲۳۶ - ورود شاه دین به زمین کربلا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.