هوش مصنوعی:
این شعر از درد و رنج درونی، ناامیدی از درمان دردها، انتقاد از فساد و بیعدالتی در جامعه، و دعوت به رهایی از تعلقات و رسیدن به صفا و سادگی سخن میگوید. شاعر از غم و خموشی، افسردگی و جوشش درونی، و همچنین از فساد حاکمان و مفتخواران انتقاد میکند و در نهایت به مخاطب توصیه میکند که به دنبال سادگی و صفا باشد.
رده سنی:
18+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و انتقادهای اجتماعی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فساد و بیعدالتی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۱۸۹ - دل ز غم یک پرده خون شد پرده پوشی تا به کی
دل ز غم یک پرده خون شد پرده پوشی تا به کی
جان ز تن با ناله بیرون شد خموشی تا به کی ۱
چون خم از خونابه های دل دهان کف کرده است
با همه افسردگی این گرم جوشی تا به کی ۲
درد بیدرمان ز کوشش کی مداوا می کند
ای طبیب چاره جو بیهوده کوشی تا به کی ۳
پیرو اشراف داد نوع خواهی می زند
با سرشت دیو دعوی سروشی تا به کی ۴
مفتخور را با زر ملت فروشی می خرید
ای گروه مفتخر ملت فروشی تا به کی ۵
رنگ بیرنگی طلب کن ساده جوئی تا به کی
مست صهبای صفا شو باده نوشی تا به کی ۶
جان ز تن با ناله بیرون شد خموشی تا به کی ۱
چون خم از خونابه های دل دهان کف کرده است
با همه افسردگی این گرم جوشی تا به کی ۲
درد بیدرمان ز کوشش کی مداوا می کند
ای طبیب چاره جو بیهوده کوشی تا به کی ۳
پیرو اشراف داد نوع خواهی می زند
با سرشت دیو دعوی سروشی تا به کی ۴
مفتخور را با زر ملت فروشی می خرید
ای گروه مفتخر ملت فروشی تا به کی ۵
رنگ بیرنگی طلب کن ساده جوئی تا به کی
مست صهبای صفا شو باده نوشی تا به کی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۸ - قسم به عزت و قدر و مقام آزادی
بعدی:رباعیات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.