هوش مصنوعی:
شاعر از درد عشق و ناکامیهایش میگوید که باعث شده قلبش علیرغم گذشت بهارهای متعدد، هرگز شاد نشود.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و غمانگیز است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است مناسب نباشد.
شماره ۲۸۱ - آن روز که حرف عشق بشنفت دلم
آن روز که حرف عشق بشنفت دلم
شب تا به سحر میان خون خفت دلم ۱
از بسکه خزان نامرادی دیدم
صد بار بهار آمد و نشکفت دلم ۲
شب تا به سحر میان خون خفت دلم ۱
از بسکه خزان نامرادی دیدم
صد بار بهار آمد و نشکفت دلم ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۰ - از روز ازل عاشقی آموخت دلم
گوهر بعدی:شماره ۲۸۲ - دارم سر آنکه عیش پاینده کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.