هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به ستایش سلطان الب ارسلان و عدالت او میپردازد. در این شعر، قدرت و عدالت سلطان با تصاویر حماسی مانند شیر، پیل، و سد اسکندر مقایسه شده است. همچنین، تأثیر عدالت او در آبادانی ایران و شکست دشمنانش توصیف شده است. در نهایت، شاعر از خداوند میخواهد که سلطان را پیروز و دشمنانش را شکستخورده نگه دارد.
رده سنی:
15+
این متن دارای مفاهیم پیچیده تاریخی و حماسی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به آشنایی با زمینه تاریخی و ادبی دارد. همچنین، برخی از تصاویر و تشبیهات ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد.
شمارهٔ ۱۶ - قصیده ناتمام در مدح الب ارسلان
بگردون برین بر شد، ز فخر این ملکت ایران
که گسترد از برش سایه خجسته رایت سلطان ۱
اگر ویران شد این ایران ز جور ترکمان بد
ز عدل شاه نیک اختر بساعت گردد آبادان ۲
خداوند جهان، الب ارسلان، سلطان دین پرور
که با عدلش نماند جور یکسر عدل نوشروان ۳
خداوندی، که در سود و زیان خشنودی و خشمش
یکی لهویست بی انده، یکی دردیست بی درمان ۴
بهول رعد و گشت باد و خشم ابر آزاری
بزور پیل و سهم شیر و مکر گرگ پردستان ۵
بهنگام درنگ اندر همه چون کوه بر هامون
بهنگام شتاب اندر همه چون چرخ در جولان ۶
قوی چون سد اسکندر، سیه دل چون شب تاری
همه آشفته چون دریا، بقدر قطره باران ۷
بیک حمله، که سلطان کرد همچون شیر بر آهو
ز خون خصم دریا شد، بیک ساعت همه میدان ۸
چو سهم رایتت بیند معادی زود بگریزد
چو اهریمن، که بگریزد ز سهم آیت فرقان ۹
بچونین فتح فرخنده، که دادت ایزد داور
تو شادی کن، که دشمن گشت زار و خسته و حیران ۱۰
همی تا چرخ زنگاری بگرد مرکز ناری
همی گردد گه و بیگه، بشادیها و بر احزان ۱۱
تو یار شادمانی باش، تا دشمن خوردانده
تو جفت تن درستی باش، تا دشمن بود نالان ۱۲
که گسترد از برش سایه خجسته رایت سلطان ۱
اگر ویران شد این ایران ز جور ترکمان بد
ز عدل شاه نیک اختر بساعت گردد آبادان ۲
خداوند جهان، الب ارسلان، سلطان دین پرور
که با عدلش نماند جور یکسر عدل نوشروان ۳
خداوندی، که در سود و زیان خشنودی و خشمش
یکی لهویست بی انده، یکی دردیست بی درمان ۴
بهول رعد و گشت باد و خشم ابر آزاری
بزور پیل و سهم شیر و مکر گرگ پردستان ۵
بهنگام درنگ اندر همه چون کوه بر هامون
بهنگام شتاب اندر همه چون چرخ در جولان ۶
قوی چون سد اسکندر، سیه دل چون شب تاری
همه آشفته چون دریا، بقدر قطره باران ۷
بیک حمله، که سلطان کرد همچون شیر بر آهو
ز خون خصم دریا شد، بیک ساعت همه میدان ۸
چو سهم رایتت بیند معادی زود بگریزد
چو اهریمن، که بگریزد ز سهم آیت فرقان ۹
بچونین فتح فرخنده، که دادت ایزد داور
تو شادی کن، که دشمن گشت زار و خسته و حیران ۱۰
همی تا چرخ زنگاری بگرد مرکز ناری
همی گردد گه و بیگه، بشادیها و بر احزان ۱۱
تو یار شادمانی باش، تا دشمن خوردانده
تو جفت تن درستی باش، تا دشمن بود نالان ۱۲
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۲
۳۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۵ - در مدح نصر
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۷ - در مدح کمال الدین محمود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.