هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، به توصیف عشق و دلباختگی میپردازد. شاعر از جمال معشوق، آتش عشق، و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. همچنین، در بخشی از شعر به مدح پادشاه عادل و دادگر پرداخته شده است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی فاخر، درک این شعر را برای مخاطبان جوانتر دشوار میسازد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۴ - کسی که شمع جمال تو در نظر دارد
کسی که شمع جمال تو در نظر دارد
ز آتش دل پروانه کی خبر دارد ۱
ز مرهمش نبود سود دردمندی را
که زخم تیغ رقیب تو در جگر دارد ۲
ز بی قراری زلفش قرار یافت دلم
به زیر سایه ی او زان سبب مقر دارد ۳
فضیلتی که جمال توراست بر خورشید
فضیلتیست که خورشید بر قمر دارد ۴
چه طوطیست خط سبزت ای پری پیکر
که تکیه بر گل و منقار در شکر دارد ۵
ز سوز عشق توأم آتشیست در سینه
کز اشک دیده ی چون ناردان شرر دارد ۶
از آتش دل آشفتگان حذر می کن
که دود خاطر بیچارگان اثر دارد ۷
نهال عشق که پرورده ام به خون جگر
کنون شکوفه ی اندوه بار و بر دارد ۸
اساس عمر من از پا در آورد ناگه
ز فتنه ها که سر زلف تو به سر دارد ۹
به فتنه جادوی مستت خراب کرد جهان
عجب مدار کنون کز جهان خطر دارد ۱۰
به دور معدلت پادشاه دین پرور
چگونه فتنه، کجا سر ز خاک بردارد ۱۱
جلال دنیی و دین کهف ملک شاه شجاع
که صیت معدلتش ملک بحر و بر دارد ۱۲
قضا ز نافذ امرش گرفت منشوزی
قضا نفاذ در احکام این قدر دارد ۱۳
شهی که رأی رزینش اگر رضا بخشد
نزاع خلقتی از میش و گرگ بردارد ۱۴
جهان پناها آنی که وهم دوراندیش
ز درک پایه ی تو کندی بصر دارد ۱۵
که را به پایه ی قدرت رسید دست سخن
که بنده نیز در آن معرض این نظر دارد ۱۶
ولی دعای تو چون واجبست بر جمهور
ز من خرد مگر این عذر معتبر دارد ۱۷
علی الدّوام که چون راهبان از رق پوش
فلک ز منطقه کهکشان کمر دارد ۱۸
به بندگیت کمر بسته خسروان جهان
که خسروی جهان از تو زیب و فر دارد ۱۹
ز آتش دل پروانه کی خبر دارد ۱
ز مرهمش نبود سود دردمندی را
که زخم تیغ رقیب تو در جگر دارد ۲
ز بی قراری زلفش قرار یافت دلم
به زیر سایه ی او زان سبب مقر دارد ۳
فضیلتی که جمال توراست بر خورشید
فضیلتیست که خورشید بر قمر دارد ۴
چه طوطیست خط سبزت ای پری پیکر
که تکیه بر گل و منقار در شکر دارد ۵
ز سوز عشق توأم آتشیست در سینه
کز اشک دیده ی چون ناردان شرر دارد ۶
از آتش دل آشفتگان حذر می کن
که دود خاطر بیچارگان اثر دارد ۷
نهال عشق که پرورده ام به خون جگر
کنون شکوفه ی اندوه بار و بر دارد ۸
اساس عمر من از پا در آورد ناگه
ز فتنه ها که سر زلف تو به سر دارد ۹
به فتنه جادوی مستت خراب کرد جهان
عجب مدار کنون کز جهان خطر دارد ۱۰
به دور معدلت پادشاه دین پرور
چگونه فتنه، کجا سر ز خاک بردارد ۱۱
جلال دنیی و دین کهف ملک شاه شجاع
که صیت معدلتش ملک بحر و بر دارد ۱۲
قضا ز نافذ امرش گرفت منشوزی
قضا نفاذ در احکام این قدر دارد ۱۳
شهی که رأی رزینش اگر رضا بخشد
نزاع خلقتی از میش و گرگ بردارد ۱۴
جهان پناها آنی که وهم دوراندیش
ز درک پایه ی تو کندی بصر دارد ۱۵
که را به پایه ی قدرت رسید دست سخن
که بنده نیز در آن معرض این نظر دارد ۱۶
ولی دعای تو چون واجبست بر جمهور
ز من خرد مگر این عذر معتبر دارد ۱۷
علی الدّوام که چون راهبان از رق پوش
فلک ز منطقه کهکشان کمر دارد ۱۸
به بندگیت کمر بسته خسروان جهان
که خسروی جهان از تو زیب و فر دارد ۱۹
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۹
۳۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳ - آمد نسیم و بوی تو آورد سوی من
بعدی:غزلیات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.