هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد هجران و فراق معشوق می‌نالد و از او می‌خواهد که به دیدارش بیاید. او از جفا و بی‌وفایی دنیا شکایت دارد و تنها تسلی خود را در حضور معشوق می‌داند. شاعر خود را بنده‌ای خاص و بی‌ریای معشوق می‌داند که درد فراق از حد گذرانده است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، پرداختن به موضوعاتی مانند درد و رنج عشق و هجران نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۱ - نتوان پیش تو آمد نه تو آیی بر ما

نتوان پیش تو آمد نه تو آیی بر ما
کیست پیغام رسان من و تو غیر صبا ۱

بیش از این طاقت بار شب هجرانم نیست
ای عزیز از سر لطفت ز در بنده درآ ۲

بنده ی خسته ی بیچاره به وصلت بنواز
تا به کی بر من بی دل رود این جور و جفا ۳

دردم از حد بگذشت و جگرم خون بگرفت
چون طبیب دل مایی ز که جوییم دوا ۴

جز جفا نیست نصیب من دل خسته ز دوست
برگرفتند ز عالم مگر آیین وفا ۵

شمع جمعی تو و پروانه ی رخسار تو دل
نیست در مجلس ما بی رخ تو نور و صفا ۶

خبرت نیست که بیچاره تن من به جهان
بنده ی خاص تو از جان شده بی روی و ریا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

قبلی:قصاید
گوهر بعدی:شماره ۲ - ای گوهر لطافت و ای منبع صفا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.