هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر به بیان عشق و علاقهی عمیق خود به معشوق میپردد. او از خیال معشوق در ضمیر خود، زیبایی بینظیر او، و بیتابی و بیصبری خود در فراق یار سخن میگوید. همچنین، شاعر از فداکاری و ایثار خود برای معشوق و مقایسهی او با دیگران میگوید و در نهایت، از رنج هجران و درد دل خود شکایت میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانهی عمیق و احساساتی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۱۰۹ - مرا دایم خیالت در ضمیر است
مرا دایم خیالت در ضمیر است
مرا از روی خوبت ناگزیر است ۱
نیامد جز خیالت در دو چشمم
از آن رو کاو به غایت بی نظیر است ۲
مرا صبر از رخت دانی چه باشد
چنان صبری که طفلان را ز شیر است ۳
به بستان ملاحت سرو بسیار
ولیکن قد او بس دلپذیر است ۴
دل و جان خواستم کردن نثارش
دگر گفتم متاعی بس حقیر است ۵
مرا با رویش از جنّت فراغست
مرا با او مغیلان چون حریر است ۶
صبا سوی من رنجور هجران
ز مصر آمد مگر بوی بشیر است ۷
جوانی در هوایش رفت بر باد
هزارم درد دل از چرخ پیر است ۸
بتا عمریست تا جان جهانی
به دام زلف دلبندت اسیر است ۹
مرا از روی خوبت ناگزیر است ۱
نیامد جز خیالت در دو چشمم
از آن رو کاو به غایت بی نظیر است ۲
مرا صبر از رخت دانی چه باشد
چنان صبری که طفلان را ز شیر است ۳
به بستان ملاحت سرو بسیار
ولیکن قد او بس دلپذیر است ۴
دل و جان خواستم کردن نثارش
دگر گفتم متاعی بس حقیر است ۵
مرا با رویش از جنّت فراغست
مرا با او مغیلان چون حریر است ۶
صبا سوی من رنجور هجران
ز مصر آمد مگر بوی بشیر است ۷
جوانی در هوایش رفت بر باد
هزارم درد دل از چرخ پیر است ۸
بتا عمریست تا جان جهانی
به دام زلف دلبندت اسیر است ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۸ - هر زمان بار جهان بر دل ما بیشتر است
گوهر بعدی:شماره ۱۱۰ - مانی قدرت او در دو جهان نقّاش است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.