هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد فراق و عشق شدید به معشوق میگوید. دلش از هجران سوخته و تمام دنیا در نظرش بیارزش شده است. عشق معشوق مانند آتشی در جانش شعله ور است و رنج هجران را تحمل میکند. او معشوق را چنان زیبا و جادویی توصیف میکند که گویی سحر از چشمانش آموخته است و تأکید میکند که دلش حتی در برابر تمام جهان، خاک پای معشوق را نیز معامله نمیکند.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، موضوع فراق و هجران نیاز به درک عاطفی بالاتری دارد که معمولاً از نوجوانی به بعد توسعه مییابد.
شماره ۱۲۸ - داغ فراقت دل من سوختست
داغ فراقت دل من سوختست
وز همه عالم نظرم دوختست ۱
عشق تو در جان و دلم آتشی
از غم هجران تو افروختست ۲
این دل بیچاره ی من کوه کوه
محنت هجران تو اندوختست ۳
نرگس جادوی جهان گوییا
ساحری از چشم تو آموختست ۴
این دل بیچاره به ملک جهان
خاک کف پای تو نفروختست ۵
وز همه عالم نظرم دوختست ۱
عشق تو در جان و دلم آتشی
از غم هجران تو افروختست ۲
این دل بیچاره ی من کوه کوه
محنت هجران تو اندوختست ۳
نرگس جادوی جهان گوییا
ساحری از چشم تو آموختست ۴
این دل بیچاره به ملک جهان
خاک کف پای تو نفروختست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۷ - مرا سریست که بی باده نیک سرمستست
گوهر بعدی:شماره ۱۲۹ - دلم دیده به رویی خوب بستست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.