هوش مصنوعی: شاعر در این متن به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره می‌کند و از درد فراق و هجران شکایت دارد. او از روزهای طولانی دوری و اشک‌های ناشی از عشق می‌گوید و امید به وصال را در دل نگه داشته است. همچنین، شاعر از ویرانی عمر خود در اثر جور جهان سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

شماره ۲۰۸ - دیده ام در رخ جان پرور تو حیرانست

دیده ام در رخ جان پرور تو حیرانست
زآنکه حسن رخت امروز دو صد چندانست ۱

خسته ی روز فراقت شده ام مسکین من
که بیا لعل شکرخای تواش درمانست ۲

صبح وصل تو ندیدیم و بشد عمر در آن
مگر ای دوست شب هجر تو بی پایانست ۳

دیده ی بخت من غمزده ی شوریده
سالها تا ز غم عشق رخت گریانست ۴

مهر رخسار چو خورشید تو اندر دل ما
به سرو جان تو سوگند که صد چندانست ۵

مدّتی تا به هوای قد آن سرو بلند
مرغ جانم به سر کوی تو در طیرانست ۶

دادم امروز بده از شب وصلت زیراک
خانه ی عمر من از جور جهان ویرانست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۰۷ - گفتم به چمن قامت آن سرو روانست
گوهر بعدی:شماره ۲۰۹ - در وقت خزان بین که چه خوش رنگِ رزانست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.