هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و هجران سخن میگوید، با توصیف زیبایی معشوق و درد فراق او. او از ناتوانی در تحمل دوری معشوق میگوید و اینکه عشق، جان او را تسخیر کرده است. همچنین، به قدرت و سلطنت معشوق اشاره میکند و اینکه دلش به دیگری گرایش دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای سنین پایین قابل فهم نباشد.
شماره ۲۰۷ - گفتم به چمن قامت آن سرو روانست
گفتم به چمن قامت آن سرو روانست
گفتا که روانش نتوان گفت که جانست ۱
زنهار مپندار که در شدّت هجران
یک لحظه مرا بی رخ تو صبر و توانست ۲
خاک من دلداده به باد غم او شد
کاتش به دل ما ز لب دوست نهانست ۳
سرتاسر عالم همه اینست چو دیدم
وآن شوخ جفا جوی همانست همانست ۴
تیر غم هجرش بگذشت از سپر جان
در عهد بسی سُست ولی سخت کمانست ۵
گشتیم گدای سر کویش به حقیقت
زان روی که او پادشه هر دو جهانست ۶
ما جان به غم عشق سپردیم ولیکن
جانا چه توان کرد دلت با دگرانست ۷
گفتا که روانش نتوان گفت که جانست ۱
زنهار مپندار که در شدّت هجران
یک لحظه مرا بی رخ تو صبر و توانست ۲
خاک من دلداده به باد غم او شد
کاتش به دل ما ز لب دوست نهانست ۳
سرتاسر عالم همه اینست چو دیدم
وآن شوخ جفا جوی همانست همانست ۴
تیر غم هجرش بگذشت از سپر جان
در عهد بسی سُست ولی سخت کمانست ۵
گشتیم گدای سر کویش به حقیقت
زان روی که او پادشه هر دو جهانست ۶
ما جان به غم عشق سپردیم ولیکن
جانا چه توان کرد دلت با دگرانست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۶ - دیگر دلم از دست تو فریاد زنانست
گوهر بعدی:شماره ۲۰۸ - دیده ام در رخ جان پرور تو حیرانست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.