هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از عشق بیپاسخ، درد هجران، و بیقراری دل سخن میگوید و از صبا (باد) میخواهد پیغامش را به معشوق برساند. او از بدنامی به دلیل عشقش شکایت دارد و تنها آرامش را در لبهای شیرین معشوق مییابد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند بدنامی و درد عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۳۹ - تو مپندار که بی لعل توأم کامی هست
تو مپندار که بی لعل توأم کامی هست
یا بجز نقش خیال تو دلارامی هست ۱
ای صبا سوی دلارامم اگر می گذری
زود گویش که مرا نزد تو پیغامی هست ۲
مشنو ای دوست چو در پیش تو گویند ز من
بی رخ خوب توأم صبری و آرامی هست ۳
نام کردند مرا عاشق بدنام آخر
خود نگویی که مرا عاشق بدنامی هست ۴
مرغ دل کرد به سوی سر زلفت پرواز
گفتم آهسته که در رهگذرت دامی هست ۵
سوختم در غم هجران تو ای جان و جهان
می بیارید چو در مجلس ما خامی هست ۶
کام دل تلخ شد از شدّت ناکامی دهر
دل به غیر از لب شیرین توأش کامی هست ۷
یا بجز نقش خیال تو دلارامی هست ۱
ای صبا سوی دلارامم اگر می گذری
زود گویش که مرا نزد تو پیغامی هست ۲
مشنو ای دوست چو در پیش تو گویند ز من
بی رخ خوب توأم صبری و آرامی هست ۳
نام کردند مرا عاشق بدنام آخر
خود نگویی که مرا عاشق بدنامی هست ۴
مرغ دل کرد به سوی سر زلفت پرواز
گفتم آهسته که در رهگذرت دامی هست ۵
سوختم در غم هجران تو ای جان و جهان
می بیارید چو در مجلس ما خامی هست ۶
کام دل تلخ شد از شدّت ناکامی دهر
دل به غیر از لب شیرین توأش کامی هست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۸ - گرت ز صحبت ما دلبرا ملالی هست
گوهر بعدی:شماره ۲۴۰ - دلم چون چشم سرمستش کنون در عین خمّاریست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.